من خراب ِ نگه ِ نرگس ِ شهلای توام
بیخود از بادهی جام و می ِ مینای توام
تو به تحریک فلک فتنهی دوران ِ منی
من به تصدیق نظر محو تماشای توام
میتوان یافتن از بی سروسامانی من
که سراسیمهی گیسوی سمنسای توام
اهل ِ معنی همه از حالت من حیرانند
بس که من حیرتزدهی صورت ِ زیبای توام
تلخ و شیرین جهان در نظرم یکسان است
بس که شوریدهدل از لعل ِ شکرخای توام
مرد میدان بلای دو جهان دانی کیست؟
من که افتادهی بالای دلارای توام
سر ِ مویی به خود از شوق نپرداختهام
تا گرفتار سر زلف چلیپای توام
بس که سودای تو از هر سر مویم سر زد
موبهمو با خبر از عالم سودای توام
زیر شمشیر تو امروز فروغی میگفت
فارغ از کشمکش شورش فردای توام
***
فروغی بسطامی
بیخود از بادهی جام و می ِ مینای توام
تو به تحریک فلک فتنهی دوران ِ منی
من به تصدیق نظر محو تماشای توام
میتوان یافتن از بی سروسامانی من
که سراسیمهی گیسوی سمنسای توام
اهل ِ معنی همه از حالت من حیرانند
بس که من حیرتزدهی صورت ِ زیبای توام
تلخ و شیرین جهان در نظرم یکسان است
بس که شوریدهدل از لعل ِ شکرخای توام
مرد میدان بلای دو جهان دانی کیست؟
من که افتادهی بالای دلارای توام
سر ِ مویی به خود از شوق نپرداختهام
تا گرفتار سر زلف چلیپای توام
بس که سودای تو از هر سر مویم سر زد
موبهمو با خبر از عالم سودای توام
زیر شمشیر تو امروز فروغی میگفت
فارغ از کشمکش شورش فردای توام
***
فروغی بسطامی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
درود و تشکر از دیدگاهتان.